رمان دلتنگ عشق

دانلود رمان دلتنگ عشق نوشته مریم پیران اختصاصی سایت باغ رمان

رمان دلتنگ عشق

نام رمان: دلتنگ عشق

نویسنده: مریم پیران

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات: 129 صفحه

مقدمه رمان دلتنگ عشق:

زندگی دیکته ای نیست که آن را به ما گفته بودند و گفته باشند و خواهند گفت. زندگی انشایی است که تنها باید خود بنگاریم؛ باشد که موضوع انشاء زندگی ات “خدا” ،مقدمه اش “عشق او”، و انتهایش “نگاه او” باشد؛ آمیــــــــــن خدا در مکان های دور از انتظار… به دست افرادی دور از انتظار…. و در مواقعی تصور ناپذیر…. معجزات خود را به انجام میرساند… برای آن مهربان توانا، غیرممکن وجود ندارد! همیشه، همیشه و همیشه امیدی است.

 

 

 

دانلود رمان با فرمت pdf

دانلود رمان برای اندروید با فرمت apk

دانلود رمان برای ایفون با فرمت epub

برای عضویت در کانال تلگرامی ما کلیک کنید.

 

 

 

قسمتی از رمان دلتنگ عشق نوشته مریم پیران:

با صدای زنگ از خواب بیدار شدم کش و قوسی به بدنم دادم و پا شدم. دست و صورتم رو شستم و بعد پا شدم رفتم واسه صبحانه.

وارد آشپزخونه شدم که اول صبحی ریخت نحسش رو دیدم بدون توجه به او زیرلبی به بابام سلام دادم که با تکون دادن سرش جوابم رو داد. داشتم صبحونه میخوردم که سوگلی خونواده با خواب آلودگی و غرغر وارد آشپزخونه شد.

دل آسا: اه اصن من نخوام برم مدرسه کی و باید ببینم هان؟

مهرانه: سلام به روی ماهت دختر قشنگم

با لحن لوسی گفت: سلام بابایی سلام مامانی

بابا: سلام دختر بابای صبحت بخیر

با لحن مهربونی گفتم: سلام صبحت بخیر دل آسا جان

پشت چشمی برام نازک کرد و گفت: علیک. تو چرا نرفتی؟

سعی کردم صدام به خاطر بکهی که به خاطر این حرفش توگلم نشست لرزشی نداشته باشه. – دیگه داشتم میرفتم دل آسا جان.

دل آسا: خوشحال میکنی ما رو

سعی کردم اشکام نریزه سریع از جام پاشدم و اومدم بیرون به محض اینکه رفتم توی اتاقم بکهم شکست. ای خدا تا کی باید این رفتار ها رو تحمل کنم؟ چرا جونم رو نمیگیری؟


امیدوارم از خوندن این رمان لذت ببرید…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.