رمان برایم از عشق بگو

رمان برایم از عشق بگو اختصاصی سایت باغ رمان

رمان برایم از عشق بگو

نام رمان: برایم از عشق بگو – جلد دوم رمان یکبار نگاهم کن

نویسنده: baran.amad

ژانر: عاشقانه و طنز

تعداد صفحات: 1096 صفحه

خلاصه رمان:

نقش ماکان توی این داستان پررنگ تر میشه و یه جورایی ارشیا و ترنج کم کم میرن تو حاشیه و ماکان و چند شخصیت جدید وارد ماجرا میشن که کلی میشه گفت یه جور عشق ماکان رو نشون میده!

 

 

 

دانلود رمان با فرمت pdf

دانلود رمان برای اندروید با فرمت apk

دانلود رمان برای ایفون با فرمت epub

دانلود رمان برای جاوا با فرمت jar

دانلود جلد اول (یکبار نگاهم کن)

برای عضویت در کانال تلگرامی سایت باغ رمان، کلیک کنید.

 

 

 

قسمتی از رمان برایم از عشق بگو نوشته baran.amad :

در که باز شد صدای دست و سوت سالن رو پر کرد.ارشیا و ترنج به جمعیتی که توی سالن و پذیرایی جمع شده بودند با تعجب نگاه کردند.ماکان کنار در دست به سینه ایستاده بود و با لبخند پهنی هر دو رو برانداز میکرد. وقتی نگاه متعجب ان دو رو دید با بدجنسی گفت:

چیه بابا. باز خوبه گفتم اینجا چه خبره.

ارشیا به جمع لبخندی زد و به ماکان گفت:

حسابت رو میرسم این همه ادم رو چیجوری جمع کردی توی یه ساعت؟

ماکان با خنده گفت:

باید به روح گراهابل یه فاتحه نثار کنم. خوب اختراعی کرده بود.

ترنج خجالت زده به جمع سلام کرد.وضع ارشیا از او هم بدتر بود. با همه احوال پرسی کرد و یه گوشه ای نشست. مهرناز خانم با هیجان به طرف ترنج رفت و در حالی که گونش رو می*ب*و*س*ی*د گفت:

قربون عروس گلم برم که این همه خجالتیه.

ترنج بیشتر سرش رو پایین انداخت. مهرناز خانم دست ارشیا رو با چند مبل فاصله نسبت به ترنج نشسته بود گرفت و نشاند کنار ترنج و گفت:

چرا غریبی میکنین ها؟


امیدوارم از خوندن این رمان لذت ببرید…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.