رمان شبح شهر

رمان شبح شهر نوشته عطیه شکری اختصاصی سایت باغ رمان

رمان شبح شهر

نام رمان: شبح شهر

نویسنده: عطیه شکری

ژانر: عاشقانه و پلیسی

تعداد صفحات: 350 صفحه

مقدمه رمان شبح شهر:

((چند کلمه ای از آران شخصیت اصلی)):

من یک خطاکارم!

مشکلات از من کوهی آهنین ساخته…

بی رحمم!! نه برای عزیزانم بلکه برای انانی که مرا روزی به زمین کوباندند…

ولی حالا قویتر از قبل در میدان حضور دارم…

شعارم اینست:

اگر کسی زمین خورد و توانست دوباره بر روی پاهایش بایستد ازش بترس! چون او میداند که چگونه باید بجنگد و دوباره زمین زدن او تقریبا غیرممکن است… چرا که زمین زدن دوباره من تقریبا نه کاملا غیرممکن است

 

 

 

دانلود رمان با فرمت pdf

دانلود رمان برای اندروید با فرمت apk

برای عضویت در کانال تلگرامی باغ رمان کلیک کنید.

 

 

 

قسمتی از رمان شبح شهر نوشته عطیه شکری:

“پگاه”

اوووف حوصلم سر رفته!!!

5:30 بعد از ظهر و من حسابی حوصله ام پوکیده!!!

از موقعی که دانشگاه رو تموم کردم وضعیت همینه…

این پیام قرمیتم که هنوز نیومده خونه…

من پگاه صالحی هستم و 25 سالم هستش و حدود دوماه پبش فوق لیسانس ادبیاتم رو گرفتم.

یه داداش بزرگتر به اسم پیام دارم که 32 سالشه و مهندس کامپیوتره…

با دوستش تیامین یه شرکت صادرات و واردات قطعات کامپیوتری دارن…

تیامین هم شریکشه و هم بهترین دوستش…

در واقع ما با تیامین و برادر دوقلوش بهامین از بچگی بزرگ شدیم…

با همدیگه دوابط خانوادگی داریم…

دو ساعت بود که به اشعار اخوان ثالت زل زده بودم و اینا رو مرور میکردم…

با یه تصمیم انی کتاب رو بستم و روی میز گزاشتم… چنگ زدم گوشیم رو برداشتم و شماره ی پیام رو گرفتم…

بعد از پنج بوق بالاخره جواب داد:

-بله!

-بله و بلا… بله و کوفت کاری… بله و درد… بله و… لا اله الله دهن منو باز میکنیا… کدوم گوری هستی تو؟ هان؟؟

 


امیدوارم از خوندن این رمان لذت ببرید…

یک دیدگاه در “رمان شبح شهر”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.