رمان عاشقانه های من و ارباب

رمان عاشقانه های من و ارباب نوشته آیدا رستمی پور اختصاصی سایت باغ رمان

رمان عاشقانه های من و ارباب

دانلود رمان عاشقانه های من و ارباب

نویسنده: آیدا رستمی پور

ژانر: غمگین

تعداد صفحات: 166 صفحه

خلاصه رمان عاشقانه های من و ارباب:

داستان ما در مورد دختریه به نام شادی که سردی و گرمی زیادی چشیده و خدمتکاره ارباب شهره! اون عاشق اربابه اما ارباب اونو به چشم کلفت میبینه اما یک شب اتفاقی میفته که…

 

 

دانلود رمان با فرمت pdf

دانلود رمان برای اندروید با فرمت apk

دانلود رمان برای ایفون با فرمتepub

برای عضویت در کانال تلگرام باغ رمان کلیک کنید.

 

قسمتی از رمان عاشقانه های من و ارباب نوشته آیدا رستمی پور:

مامان: شادی پاشو ارباب داره میاد باید خونه رو تمیز کنیم!  بی توجه به حرفای مامان توی لحافم چرخیدمو گفتم: مامان 10 دقیقه دیگه. فقط 10 دقیقه بزار بخوابم.

-یک ساعت پیش هم گفتی 10 دقیقه پاشو تو میدونی ارباب چقدر بد اخلاقه

توی رخته خوابم نشستم و گفتم: کی داره میاد؟

-ارباب.

یهو چشمام رو باز کردم و دوییدم به سمت دستشویی دست و صورتم رو شستم عشقم نفسم امروز میومد تنها امید زندگیم. از وقتی که به یاد دارم اینجا زندگی میکنم. الانم که 16 سالمه! بچه بودم ارباب بهم میگفت آبجی منم حرص میخوردم کاش دیگه با این حرف خوردم نکنه! زود رفتم حموم و خوب خودم رو شستم اومدم بیرون مامان از واحد ما که بیشتر شبیه انباری بود رفته بود. حتما رفته غذا بپزه. سریع یه لباس بنفش بلند پوشیدم بالاش به بدن میچسبید و قسمت پایینش یه کمی پف داشت پوشیدم خیلی ناز بود به موهامم میومد یکم سرخاب و سفیداب کردم و رفتم بیرون موهامو بافت کردم شالم رو گزاشتم رفتم آشپز خونه بوی خوب قرمه سبزی کل خونه رو پر کرده بود.

-ببین مامانم چیکار کرده.

-خودت رو لوس نکن زود برو اتاق اربابو تمیز کن!


امیدوارم از خوندن این رمان لذت ببرید…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.