رمان غرور شکستم در مقابل غرورت

رمان غرور شکستم در مقابل غرورت نوشته فرشاد لوزعی اختصاصی سایت باغ رمان

رمان غرور شکستم در مقابل غرورت

دانلود رمان غرور شکستم در مقابل غرورت

نویسنده: فرشاد لوزعی

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: 197 صفحه

خلاصه رمان غرور شکستم در مقابل غرورت:

الینا دختری با جسه ی خیلی ظریف و قدی کوتاه، که به خاطر شش ماهه بودنش و حمایت نشدنش از طرف پدر، خیلی کوچک مانده. این موضوع انقدری روی الینا تاثیر منفی میگذارد که موجب گرفتن تصمیماتی، شاید احمقانه میشود و دچار بحران عاطفی قرار میگیرد.

 

 

دانلود رمان با فرمت pdf

دانلود رمان برای اندروید با فرمت apk

دانلود رمان برای ایفون با فرمت epub

برای عضویت در کانال تلگرامی باغ رمان کلیک کنید.

منبع: رمانکده

 

قسمتی از رمان غرور شکستم در مقابل غرورت نوشته فرشاد لوزعی:

همیشه خدا باید با ترس و لرز و نگرانی بخوابم. نمیدونم بابام، تا کی میخواد به این دیر برگشتن هاش و نیومدن هاش ادامه بده؟

رو تختی رو روی سرم کشیدم و به زور چشم بستم…

با صدای بدی از خواب پریدم. باز هم صدای شکستن چیزی از بیرون اومد که جیغ بلندی کشیدم و سرجام نشستم. موبایلم رو از روی پایتختی بالای تختم چنگ زدم و با چشمای اشکی به ساعتش نگاه کردم.

دو نصف شب!

نکنه دزد اومده باشه؟ یعنی بابا هنوز نیومده؟ حالا چیکار کنم تنهایی؟ آخه خدایا چرا بابای من اینقدر بی تفاوته؟ خوب منم دخترم تنهایی میترسم.

با آستین اشک چشمهایم رو گرفتم. تا بهتر بتونم جلوی پام رو ببینم.

هراسان و با ترس لرز بلند شدم و به طرف در اتاقم قدم برداشتم.

چراغ راهرو، فاصله اتاق من تا پذیرایی رو روشن گذاشته بودم که وقتی میرم دستشویی نترسم.

یواش یواش به طرف پذیرایی رفتم و از پشت دیوار به داخل پذیرایی سرک کشیدم. پذیرایی تاریک بود و کسی هم نبود. به سمت چپ رفتم و باز هم از پشت دیوار به آشپزخونه سرک کشیدم.

با دیدن چراغ روشن آشپزخونه و بابام، که سرش رو روی میز آشپزخونه گذاشته بود، نفس حبس شده ام رو، از داخل سینه ام رها کردم. دستم رو گذاشتم روی قلب ترسیده ام، که داشت از جا کنده میشد.


امیدوارم از خوندن این رمان لذت ببرید…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.