رمان عشق یعنی تو

رمان عشق یعنی تو نوشته فاطمه پورمحمد اختصاصی سایت باغ رمان

رمان عشق یعنی تو

دانلود رمان عشق یعنی تو

نویسنده: فاطمه پورمحمد

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: 288 صفحه

خلاصه رمان عشق یعنی تو:

وقتی ساینا به همراه دوستان و برادرش به اصفهان برای پایان نامه میرن، چندی بعد متوجه دوستان برادرش هم در اونجا میشه. ولی خیلی ناخواسته و به صورت بدی با اون ها آشنا میشه. هر دو طرف به فکر تلافی هستن و مدام در حال اذیت کردن همدیگه هستن به طوری که به اطرافیانشون آسیب میزنن.

 

 

دانلود رمان با فرمت pdf

دانلود رمان برای اندروید با فرمت apk

دانلود رمان برای ایفون با فرمت epub

برای عضویت در کانال تلگرام باغ رمان کلیک کنید.

منبع: رمانکده

 

قسمتی از رمان عشق یعنی تو نوشته فاطمه پورمحمد:

وای پس چرا نمیاد؟

همینطور که منتظر بودم در باز شد.

بدون این که ببینم کیه با ماهیتابه به سر طرف کوبیدم.

با صدای ناله بلندی چشمام رو باز کردم: ای خدایا سرم!

با چشمهای گرد به سامیار نگاه کردم که دستش رو روی سرش گذاشته بود!

-داداش تو اینجا چیکار میکنی؟

غضبناک نگاهم کرد و گفت: ساینا این چه کار احمقانه ای؟ برای چی با ماهیتابه توی سرم زدی؟ عقلت رو از دست دادی؟
قیافه ی مظلومی به خودم گرفتم و گفتم: داداش به خدا میخواستم آوید رو بزنم. صبح همش اذیتم میکرد.

زیر لب گفت: حالا فدا سرت، آوید میکشمت.

*******

تو بالکن نشسته بودم. فنجان قهوه ام رو نزدیک لبم بردم، مزه ی تلخش باعث شد صورتم جمع بشه.

فنجان و رو عسلی گزاشتم و به منظره رو به روم خیره شدم.

از رو صندلی بلند شدم و داخل رفتم.

آویسا رو به تلویزیون نشسته بود و کارتون عصر یخبندان رو نگاه میکرد.

خدایا این دختر بیست و سه سالشه ها!

ولی خب خودم هم عاشق این کارتون هستم. پریدم کنارش و مشتاقانه نگاه کردم.


امیدوارم از خوندن این رمان لذت ببرید…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.