رمان ازدحام

رمان ازدحام نوشته سارا بحرینی اختصاصی سایت باغ رمان

رمان ازدحام

دانلود رمان ازدحام

نویسنده: سارا بحرینی

ژانر: عاشقانه و طنز

تعداد صفحات: 100 صفحه

خلاصه رمان ازدحام:

همیشه توی خیابون های شلوغ یکی هست که غمگینه یکی هست که دستش رو بگیره یکی هست که دل بشکنه یکی هست که بسازه یکی هست که نابود کنه که بکشه و یه پلیس خوب هم هست که مهربون باشه.

 

 

دانلود رمان با فرمت pdf

دانلود رمان برای اندروید با فرمت apk

دانلود رمان برای ایفون با فرمت epub

برای عضویت در کانال تلگرام باغ رمان کلیک کنید.

 

قسمتی از رمان ازدحام نوشته سارا بحرینی:

“دایان”

با صدای جیلیز و ویلیز از جا پریدن و دوییدم سمت آشپزخونه… اوه اوه چه دودی گرفته… رفتم سمت ماهیتابه… خواستم برش دارم که روغنش پرید به دستم.

-اوووف.

سورن هراسون اومد تو آشپزخونه.

سورن: چی شده؟

-هیچی بابا خواستم تخم مرغ درست کنم یادم رفت بریزم توش روغنش داغ شده دود کرده.

سورن: خب زود بندازش تو سینک.

-باشه باشه.

دستم رو گزاشتم روی ماهیتابه که یهو انداختمش پایین.

-اوووف لامصب.

سورن: دوباره چی شد؟

-داغ بود بدون دستگیره گرفتم سوختم.

سورن: برو کنار من برش میدارم.

-نمیخواد.

دستگیره رو از روی میز برداشتم و گزاشتم لبه ی ماهیتابه. انداختمش توی سینک.

سورن: برو کنار من درست میکنم.

-باشه

تکیه دادم به درگاه و تماشاش کردم… نه خیر لازم شد پیشش یه کلاس آشپزی برم… این دختر دایی ما هم از خودم بدتره… نه غذایی میاره نه میپرسه ببینم اینا زندن یا مرده. نه یه آشی نه نذری ای چیزی…ای بابا خدایا مردم دختر دایی دارن ما هم دختردایی داریم… دختردایی مردم چادر سر میکنه آش میبره کلی سرخ و سفید میشه مال ما زل میزنه تو صورتت جواب میده… هیی خدا..

سورن: تموم شد فکرت؟!

-ها؟ هن؟ چی؟ من؟

سورن: نه پ عمه ی من


امیدوارم از خوندن این رمان لذت ببرید…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.