رمان گیسوان نارنجی

رمان گیسوان نارنجی نوشته خزان اختصاصی سایت باغ رمان

رمان گیسوان نارنجی

دانلود رمان گیسوان نارنجی

نویسنده: خزان

ژانر: عاشقانه و طنز و غمگین

تعداد صفحات: 519 صفحه

خلاصه رمان گیسوان نارنجی:

یه دختر داریم به اسم مدوسا یه پسر داریم به اسم سپهراد مدوسا و سپهراد پسرعمو و دختر عمو هستن. سپهراد اتاوا زندگی میکنه. خلاصه داستان از اونجایی شروع میشه که مدوسا تو بورسیه اتاوا شرکت میکنه و باباش هم فقط به یک شرط اونو میفرسته اونم اینه که بره با عموش بمونه و با ورود مدوسا به خونه عموش…

 

 

دانلود رمان با فرمت pdf

دانلود رمان برای اندروید با فرمت apk

دانلود رمان برای ایفون با فرمت epub

برای عضویت در کانال تلگرامی باغ رمان کلیک کنید.

منبع: رمانکده

 

قسمتی از رمان گیسوان نارنجی نوشته خزان:

داشتم تا خر خره پاستیل میخوردممممم به به جوونننن لواشک. با دو سمت لواشکا دویدمو ریختم تو خیکم به به هر چی میخوردم سیر نمیشم. وااای درخت آلوچه ی لواشک شدهههه تند تند سمتش دویدم که…

-مدوسااااااااااااااااااااااا؟

با وحشت بلند شدم چون که لب تخت بودم با نشیمنگاهم فرود اومدم سمت زمین آی آخ گیج و منگ رو به مامان گفتم:

من: چی شده. صدام زنده شده حمله کرده یا دخترش واسه انتقام اومده؟؟ نکنه تحریم اقتصادی شدیم؟ نههههه سونامی اومده؟

داشتم ادامه میدادم که با خوردن چیزی به سرم خواب از سرم کامل پرید با چشمای گشاد شده زل زدم بهش تا متوجه نگاهم شد نشت کرد.

مامان: که صدام حمله کرده؟؟ ای کاش همین جور که تو میگفتی بود صدام حمله میکرد میومد تو یکی رو میکشت تا من از دستت خلاص میشدم. آخه من چند بار به توی گیج بگم اون گوشی لامصبت رو زنگ بزار واسه دانشگاه دیر نرسی همینه دیگه. آخرش من که میدونم تو هیچی نمیشی حالا هم پاشو که اصلا اعصابت رو ندارم. نیم ساعت دیگه کلاست شروع میشه و تو اینجا پرسه میزنی؟ پاشو پاشو!!!!


امیدوارم از خوندن این رمان لذت ببرید…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.