رمان تلخی بی پایان

رمان تلخی بی پایان نوشته فاطمه احمدی اختصاصی سایت باغ رمان

رمان تلخی بی پایان

دانلود رمان تلخی بی پایان

نویسنده: فاطمه احمدی

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: 184 صفحه

مقدمه رمان تلخی بی پایان:

خیلی سخته ادای محکم بودن رو دربیاری وقتی توی خودت فرو رفتی.

خیلی سخته به اجبار لبخند بزنی وقتی که توی قلبت گریه میکنی.

خیلی سخته همه به خوشبختیت حسرت بخورن وقتی خودت میدونی کم آوردی

خیلی سخته که همه فکر کنن تو خوابی اما کل شب با بالشتت حرف بزنی و گریه کنی.

خیلی سخته زندگی کنی ولی خیلی وقت باشه که، واسه خودت مرده باشی.

 

 

دانلود رمان با فرمت pdf

دانلود رمان برای اندروید با فرمت apk

دانلود رمان برای ایفون با فرمت epub

برای عضویت در کانال تلگرامی باغ رمان کلیک کنید.

منبع: رمانکده

 

قسمتی از رمان تلخی بی پایان نوشته فاطمه احمدی:

بارون مثل شلاق به صورتم میکوبید. خودم هم نمیدونستم چند ساعته که خیابون ها رو طی میکنم فقط میدونستم که توانم رو به تحلیل بود و پاهام از شدت درد گزگز میکرد.

ایستادم و دستم رو به دیواری گرفتم تا مانع از افتادنم بشم. سرگیجه امانم را بریده بود.

خیسی لباس هام باعث می شد سرمای بیشتری توی وجودم رخنه کنه.

دست های یخ زده ام رو توی جیب های سوییشرت آبی رنگم فرو کردم.

دوباره به راه افتادم. خودم هم نمیدونستم کجا میرم. به سمت مقصد نامعلومم حرکت کردم.

دندون هام از شدت سرما به هم میخوردند و دست و پاهام بی حس شده بودند.

صورتم از اشک و قطران بارون خیس بود. از کنار پارکی رد میشدم که صدای خنده و حرف زدن چند دختر جوون توجهم رو جلب کرد که با وجود این بارون شدید و هوای سرد آذر ماه، به پارک اومده بودند و فارغ از تمام دغدغه ها میخندیدند و شیطنت میکردند.

لبخند تلخی روی لبم شکل گرفت. تا قبل از این اتفاق ها من مثل اونا بودم.


امیدوارم از خوندن این رمان لذت ببرید…

یک دیدگاه در “رمان تلخی بی پایان”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.