رمان تانیا

رمان تانیا نوشته فاطمه رحمت زاده اختصاصی سایت باغ رمان

رمان تانیا

دانلود رمان تانیا

نویسنده: فاطمه رحمت زاده

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: 93 صفحه

خلاصه رمان تانیا:

پریا و امیر عاشق هم هستند اما امیر یک دفعه پریا رو میزاره و میره پریا میمونه با یه بچه، پریا بچه اش رو به دنیا میاره اما میگن که بچه زنده نیست.

بعد چندسال با ورود یه دختر شش ساله زندگی پریا عوض میشه و حقایقی در مورد زندگیش روشن میشه و در این مابین…

 

 

دانلود رمان با فرمت pdf

دانلود رمان برای اندروید با فرمت apk

دانلود رمان برای ایفون با فرمت epub

برای عضویت در کانال تلگرامی باغ رمان کلیک کنید.

منبع: رمانکده

 

قسمتی از رمان تانیا نوشته فاطمه رحمت زاده:

-پریا بیدار شو. پریا!

-سپیده بزار بخوابم.

-خیلی مهمه آخه

با بدبختی چشمام رو باز کردم و روی تخت نشستم: خب سپیده بگو چی شده؟

-مهمون داری

-کی هست؟

-باید خودت ببینی؟

-باشه تو برو من حاضر میشم میام.

سپیده که رفت منم به سرویس بهداشتی رفتم و پس از کارهای مربوطه از سرویس اتاق خارج شدم. لباس خوابم رو با یه سارافون آبی عوض کردم، موهام رو با عجله شونه زدم و از اتاقم بیرون رفتم تا بفهمم این مهمون کی هست.

به سمت پله ها رفتم، پایین رفتن از این پله ها واقعا کار وقت گیریه و آدم رو اذیت میکنه، باید حتما به بابا بگم که یه فکر درست و حسابی بکنه.

-عمه

-صد بار گفتم به من نگو عمه. احساس پیری میکنم.

سپیده با حرص گفت: باشه بابا حالا بیا اینو ببین.

پشت سر سپیده راه افتادم، با چیزی که دیدم واقعا تعجب کردم. یه دختر بچه خیلی خوشگل روی مبل نشسته بود.

-سپیده این دختر کیه؟

من داشتم درس میخوندم که در زدم، وقتی در رو باز کردم این بچه با ساکش پشت در بود.

-کسی همراهش نبود؟

-نه کسی رو ندیدم.


امیدوارم از خوندن این رمان لذت ببرید…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.